|
بخونین بچه ها خیلی جالبه تو که ماه بلندی در هوایی منم ستاره میشم دورت می گردم تو که ستاره میشی دورم میگردی منم ابر میشم رو تو میگیرم تو که ابر میشی رومو میگیری منم بارون میشم تند تند میبارم تو که بارون میشی تند تند میباری منم سبزه میشم سر در میارم تو که سبزه میشی سر در میاری منم بزی میشم سرتو میخورم تو که بزی میشی سرمو میخوری منم قصاب میشم سرتو می برم تو که قصاب میشی سرمو می بری منم پشم میشم می رم تو شیشه تو که پشم میشی میری تو شیشه منم پنبه میشم درتو میگیرم تو که پنبه میشی درمو میگیری منم دشک میشم تو اطاق می افتم تو که دشک میشی تو اتاق میوفتی منم عروس میشم رویت میشینم تو که عروس میشی رویم میشینی منم دوماد میشم پهلوت می شینم تو که دوماد میشی پهلوم میشینم منم ینگه میشم درها رو میبندم
خداوندا در این سالی که در پیش است نمی دانم چه تقدیری مرا فرموده ای لیکن در آغاز طلوع روشن سالی که می اید تا رها سا زم زخود من کوله بار یک هزار و سیصد اندوه خدایا مهربانم کن تا چشمان مرا با نور خود بگشا تو لبخند رضایت عطایم کن بفهمان زندگی زیباست . خداوندا تو راه سبز ایمان را نشانم ده تو نیکی یشه ام فرما که راه حق صبورانه بیمایم و هرگز من نباشم از زیان کاران رفیقا مهربانا عاشقم فرما مرا در شرط پر مهر و گذشتت شستو شویم ده تو پاکم کن قرارم ده کریما دستی گرم و لبخندی عطایم کن تو ای نزدیکتر از من به من اینک مرا دریاب پناهم ده عزیزا پاسدار حرک هر لحظه ام فرما تو ذکرت را عطایم کن با یادت دلم آرامش یابد حبیبا قدر دان خوبی ام فرما تو گرداننده دل ها و چشمانم تو ای تدبیر بر روز و هر شب تو ای چرخاننده ی احوال این دنیا بگردان آن حال من را سوی خالی که می دانی تو آرامش عطایم کن تو ای آموزگار پاک خوبی ها تو راه مهرورزی را نشانم ده بگیر این دست تنهایی مرا در دست پر مهرت طبیبا ای که نامت مرهم دردم ، شفایی مرحمت فرما تو را می خوانمت اینک اجابت کن مرا ای منتها راه رهجویان تو بر مینای این هستی رضا بودن عطایم کن که من همراه هر سختی بجویم گوهر پنهان و زیبای گشایش را خدایا مزه پاک عطش را بر لبان ام بنشان بنوشان جرعه ای از آن ظهور ناب رو حانی مرا مست می جام حضورت کن و با تدبیر پر مهرت سحرگاه هان سروش نیمه سیمای سعدت ساز ساقی هدیه ام فرما خداوندا نمی دانم چه تقدیری مرا فرموده ای اما بران فرمان خوب این وادی عطا فرما هزار امید و هزار و سیصد آگاهی و هزار و سیصد و نود پیروزی و نود و یک لبخند زیبا را .... سال ۱۳۹۱ بر تمامی مسلمانان ایران مبارک
برای مشاهده خصوصیات من روی گزینه زیر کلیک کنید
یادمه وقتی بچه بودم عاشقکتاب دخترک کبریت فروش بودم نمیدونم چرا شاید به خاطر
اینکه به واقعیت خیلی نزدیک بود بعد از تموم شدنش تمام وجودم روغم فرا می گرفت شاید نوعی عذاب وجدان بود حسی که هنوز که هنوزه همراهمه حسی که الن توی واقیعت هر روز دارم تجربش می کنم تا کی باید بار این گناه رو به دوش بکشم ؟؟؟ تا کی باید با دیدن یک بچه که داره با خورد شدن غرورش تو خیابان دست فروشی می کنه خورد بشم ولی به روس خودم نیارم ؟؟؟ هیچ وقت نشده برم بیرون و با دیدنه یه بچه که میاد دم ماشین والتماس میکنه زندگی کوفتم نشه !!!! نمی دونم کسایی که دو از عدالت و رحمت الهی می زنن یعنی این چیزا رو نمیبینن ؟ همیشه از خودم میپرسم مگه اونا چه گناهی مرتکب شدن جز این که تو یه خانواده فقیر به دنیا اومدن ؟ بچه هایی که حاصل یک لحظه غفلت و بی خبری بودن یاد جمله چارلی چاپلین افتادم : من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زد اما سکه صدقه رهگذر خود خواهی ان را می خشکانیداحساس کردم سکه ای که امروز ما هم به خاطر مسائل اجتماعی دریغ می کنیم نمیدونماین مسئله رو گردن جامعه بندازم ؟ یا خانواده ؟ یا خودم ؟ چون دیگه اینجا نمی تونم بگم هر کس مسئول کارای خودشه می تونم ؟؟؟ می تونم بگم بچه داره تاوان اشتباهاتش رو پس می ده از اون طرف یه بچه توی خانواده ثروتمند به دنیا میاد که اصلا از دنیای بیرونش خبر نداره و اون موقع تمام امکانات مال اونه و همین امروز بود تو خیابون دیدم یه بچه یه گونی دو برابر خودش رو دوششه و داره آشغال جمع می کنه شما اسم ان رو چی میزارین عدالت الهی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و هنوز از این دختر و پسرک های کبریت فروش فراووونه ...
دیدی چی شد؟
وقتی کسی گفت : نمیتونم بی تو زندگی کنم ! یعنی ؛ به نبودنت فکر کرده ... !!!
روی تختای یك نفره به یاد هم بیدارن
خیال میکنم آنچه باید باشم هستم، در حالیکه آنچه هستم نباید باشم .
تو بهترین گل دنیایی
در چه ماهی هست که زنها در آن کمتر حرف میزنند !؟
دارم به ازدواج با ایرانسل فکر می کنم، از بس که هر روز بهم اس ام اس می ده؛ یه جورایی بهش وابسته شدم...
از قلبم پرسیدم فرق عشق و دوستی چیه؟
یک چینی با همسرش اختلاف داشت گفت با شمام در میون بزارم ...
مرد گفت : 玉被某日本游戏 商塑造成风尘
آیا میدانید
کاش از اول می دونستم تو مال دیگرووووونی کاش از اول می فهمیدم تو با من نمی مووووووونی کاش از اول می دونستم تو سهم من نمی شی کاش می فهمیدم که تو از عشق من گریزووونی از فکر و قلبم تو نمی ری به این زودی تو اون فرشته پاکی که من فکر می کردم نبودی می دونم هر جا که هستی با هر کسی نشستی به راحتی فراموشم می کنی به زودی این همه عاشق بودم تو نفهمیدی با تو صادق بودم تو نفهمیدی من که عاشق بودم تو نفهمیدی با تو صادق بودم تو نفهمیدی کاش از اول می دونستم تو مغروری کاش می دونستم از دنیای من دوری کاش آروم آرووم از قلب من می رفتی چه دوروغای شیرینی به من می گفتی من که عاشق بودم تو نفهمیدی با تو صادق بودم تو نفهمیدی ...
خدا تنها معشوقی است که عاشقانی دارد که هیچ یک از بودن دیگری نا راضی نیست وهیچ یک از آنها معشوقش را تنها برای خود نمی خواهد ...
بدون گریه خاطره رو شن نمی شه شهری بود به نام عشق در آن کوهی وجد داشت به نام دوستی از آن کوه رودی جاری شد به نام محبت این رود به مردابی می ریخت به نام جدایی پس نفرین به این جدایی که نفرین مرا درک نمی کند ...
من برای سال ها می نویسم ... سال ها بود که چشمان تو عاشق می شدند ... افسوس که قصه مادر بزرگ درست بود ..... یکی بود یکی نبود
به گل گفتم عشق چیست ؟ گفت از من خوشبوتر به پروانه گفتم عشق چیست ؟ گفت از من زیباتر به شمع گغتم عشق چیست ؟ گفت از من سوزنده تر به عشق گفتم آخر تو چیستی ؟ گفت نگاهی بیش نیستم .
|
About
اومدي مثل يه رويا تو شبهاي بي ستارم Archivesخرداد 1391فروردین 1391 بهمن 1390 دی 1390 آبان 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 فروردین 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 تیر 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 اسفند 1388 Links
عشق خانواده زندگي |